اسكندر بيگ تركمان

937

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

نمود كه يكى از معتبران طوايف قزلباش را برسم رسالت تعيين نموده با عهدنامهء به مهر مبارك در باب استقرار صلح و صلاح بپايهء سرير عثمانى ارسال دارند كه موجب وثوق و اعتماد اين خيرخواه طرفين گشته بين الاضداد آن حرز امانى را دست آويز خود ساخته مراجعت واقع نشود و ايلچى لوازم تهنيت و مباركباد پادشاهى سلطان عثمان بجاى آورده مجددا امر مصالحه بوساطت اين خيرخواه درين مرتبه بر وفق رضاى اشرف بر وجهى صورت وقوع يابد كه من بعد از خلل و نقصان مصون و محروس باشد و چند روزى كه به جهت رسيدن ايلچى و آوردن عهدنامه در قلمرو همايون باشيم ميهمان آن حضرتيم و امرى كه منافى دوستى باشد بظهور نخواهد آمد . بعد از ورود ايلچى بزرگ ميرزا محمد حسين و ملازمان عالى كه در اين صوب‌اند بملازمت خواهند رسيد چون حضرت اعلى در اول حال بدستور زمان حضرت شاه جنت مكان و مرحوم سلطان سليمان به صلح رضا داده قاضى خان صدر را كه از اعاظم سادات عالى درجات ديار عجم بود فرستاده بشروطى كه در طى آن احوال رقمزدهء كلك شيرين مقال گشته مصالحه انعقاد يافته بود درين مراتب كه بيجهتى ظاهر خلل باركان مصالحه راه داده مكرر لشكر بديار عجم كشيدند با آنكه در هر مرتبه غلبه ازين طرف وقوع يافت هرگاه حرف مصالحه بميان آوردند بنابر آنكه مبادا عالميان نقض عهد باينطرف اسناد نمايند بدستور رضا بمصالحه دادند درين مرتبه نيز عذر پذير گشته محمد پاشا بيگلربيگى وان را كه مرد خيرخواه صلاح انديش بود با چند نفر ديگر از گرفتاران كه زنده مانده بودند اطلاق فرموده روانه كردند و حسب الصلاح سردار كه استدعاى ايلچى كرده بود يادگار على سلطان طالش را كه مرد سنجيدهء كاردان و از رسالت هند بازگشته بمنصب ارجمند خلفائى سربلند شده بود برسالت پادشاه روم تعيين كرده با عهد نامهء مباركه و تحف و هداياى لايقه و مكتوب دوستانه روانه نمودند . چون سردار مخاصمت و دشمنى را بدوستى مبدل ساخته اظهار نموده بود كه بعد ازين ميهمان آن حضرتيم عاطفت جبلى و رعايت آداب ميهمان نوازى كه در مقياس طبع همايون نسبت بدوست و دشمن يك درجه دارد اقتضاى آن كرد كه قطع نظر از راه و رسم متعارفهء فرمانروايان عالم صورت كرده شرايط ميزبانى بظهور آورند از عنايت خسروانه موازى پانصد شتر بار از آرد و برنج و روغن و حلاوت قند و نبات و مربيات و گوسفند فراخور اجناس ميوه‌هاى الوان و ساير مأكولات و عليق - الدواب و امثال ذلك جهت سركار سردار و اعيان روميه نامزد فرموده نزد سپهسالار فرستادند كه هر گاه وقت اقتضا نمايد باردوى سردار فرستد و چون اين اخبار بسردار رسيد عنان بصوب مراجعت انعطاف داده كوچ كرد . در خلال اين حال بخاطر انور كه مورد الهامات غيبى است خطور نمود كه چون طبقهء روميه مردم دورانديش حيله ورند [ 661 ] و مكرر آزموده شده كه اطوار ايشان با گفتار موافق نيست مبادا سردار مذكور و عظماء روميه خواهند بحيل روز گذرانيده و بدين گفتگوهاى روى اندود جنود قزلباش را از جنك و جدال باز آورده راه سلامت پيش گيرنده و بدين وسيله از قلمرو همايون سالم بيرون روند . حكم قضا جريان باسم قرچغاى خان سپهسالار و امراء و عساكر ظفر شعار شرف اصدار يافت كه دست از تعاقب بازنداشته منزل به منزل باردوى روميان دست و گريبان اقامت مينموده باشند كه چون از جانب همايون ما عهدنامه داده شده اگر ايشان نيز در قول خود صادق و در وقوع امر